sil-sea.jpg

هوای دل ابری و مه آلود است

مه ی غليظ بر آسمان دل سايه افکنده

نمی گذارد خورشيد مهربانی بيرون آيد

دريای دل خروشان است و نا آرام

بادی سهمگين می وزد و هر دم

اين امواج را متلاطم تر می کند

دل تنگ است و همدمی نيست

دل غمگين است و مونسی نيست

امواج دل ،کف آلود غربت است

ابرهای تيره دل را محاصره کرده است

در اينجا غربت و تنهايی است که حکم ميراند

در اين هوای مه آلود

در اين غربت

در اين دلتنگی

حتی ابری  نيست که ببارد و

راه را برای آمدن خورشيد باز کند

غبار غم همه جا نشسته است

ديو سياهی سايه خود را در همه جا پهن کرده است

چگونه بايد گريخت از اين همه غربت

اين همه دلتنگی

اين همه تنهايی

......

***

((گر يه ))

بيا که در دل شبهای تار گريه کنيم

کنار پنجره انتظار گريه کنيم

در اين سکوت ملال آفرين رواست رواست

رواست کز غم هجران يار گريه کنيم

تو از فراق بهار و من از فراق نگار

بيا هزار هزار ای هزار گريه کنيم

در اين کرانه درد آشنای((تنهايی))

به ساز مطرب غم زار زار گريه کنيم

من از قبيله پاييزيان غمگينم

بيا برای من بی بهار گريه کنيم

 

 

/ 6 نظر / 2 بازدید
نيماي دورازديار

سلام مهربون/ بی اختيار ياد مظلوميت مولای متقيان افتادم که شايد برای گريه کردن هم راحت نبود./ غم نبينی.

کاوه

سلام.دست مريزاد.عاليه

sir

سلام وقتی دلت خيلی پوره وقتی دنيا همش پوره نامرديه وقتی عشقی نيست وقتی ................ يادت باشه خدا هست خــــــــــــــــــــــــــدا خيلی مرده آره ........

mehran

سلام دوست خوب من٬خيلی پر احساس و زيبا بود٬آسمان دلت آفتابی ....دريای دلت پر از کشتی محبت٬شاد باشی هميشه.

حمیدرضا

..............پس من چگونه گويم کاين درد را دواکن.

mehran

سلامی به رنگ گلهای بهاری ٬درودی به وسعت دريا٬انتظار حضوری با تمام دل٬به روز کردم......