***

(( بار دیگر ))<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در سکوت  انتظار روی او

لحظه لحظه چشم من در راه بود

همچو ره پیمای شبهای کویر

آرزوی من طلوع ماه بود

·        در هجوم ناشکیبی های سخت

با طنین زنگها در باز شد

شهرزاد چشم او با ناز گفت

داستان عشق ما آغاز شد

·        پنجه اش چون قفل شد در پنجه ام

خون عشقی تازه در رگها دوید

در دل تاریک من مهتاب شد

تا رخ مهتابی اش در من دمید

·        دستهایش چون دو زنجیر طلا

نرم نرمک حلقه شد بر گردنم

در شکوه بوسه های گرم خویش

ریخت خون زندگانی در تنم

·        لب چو بر میداشت از لبهای من

موج میزد عشق در سیمای او

حالتی میداد بر لبهای خویش

تا گذارم بوسه بر لبهای او

·        او به گرمی بوسه ده من بوسه خواه

مست بودیم از شراب بوسه ها

چون دو ماهی بود در دریای عشق

بین لبهامان حباب بوسه ها

·        پر عطش لبهای رخ پیمای من

نرم نرمک بر گل رویش خزید

با سر انگشتی که برق بوسه داشت

پنجه هایم در بن مویش خزید

·        سر نهادم ساعتی بر سینه اش

خوابگاه مرمرینی داشتم

لب فشردم لحظه ای بر گونه اش

بوسه گاه نازنینی داشتم

·        لحظه ها بر هر گل باغ تنش

دو لب من دو پر پروانه بود

مست بودم مست نکهت های او

راستی پا تا سرش گلخانه بود

·        از لبان بوسه بخشش نرم نرم

گرم شد پا تا سر من داغ شد

غنچه های عشق نو در من دمید

غنچه ها گل گشت و گلها باغ شد

·        وای از آن لبهای شورافکن که بود

از پرند بر گ گلها نرم تر

بوسه بود و لذت موج نگاه

این یک از این آن یک از این گرمتر

·        آتش عشقش به جانم شعله ریخت

راستی در عشق ورزی داغ بود

گلرخ و گلچهره ها دیدم بسی

او نه یک گل یک جهان گل باغ بود

·        گفتمش ای ماه من خوب آمدی

تا بتابی در دل شبهای من

تو شرابی جان من مینای تست

با لبت لبریز کن مینای من

·        فاش می گویم آتش عشقی بزرگ

در درونم در وجودم در گرفت

این دلم کز عاشقی ها می گریخت

بار دیگر عاشقی ها از سر گرفت

 

 

 

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
sir

سلام عزيز آمدم بکم اين شعری که نوشتی منو ياد شهر بيژن و منيژه انداخت خيلی قشنگ بود خيلی اميدوارم هميشه موفق باشی .يا علی

amir_E_2004

سلام خسته نباشيد واقعا وب لاگ زيبايي دارين موفق و مؤيد و سر بلند باشيد . يا حق

کاوه

سلام به دریای عزیزم بعدمدتی نبودن دوباره به وبلاگت نگاه کردم.دست مریزاد.نازنينم دلتنگم دلتنگ تو کجائی؟؟؟!!! ر وزگاری است که صدايت را نشنيده ام روزگاری است که نگاه مهربانت را نديده ام روزگاری است که ما را نگران ميداری نه پيامی نه کلامی کجائی مهربانم دلم تنگ توست دلتنگ آن چشمان سياهم به مژگان سيه کردی هزاران رخنه در دينم بيا کز چشم بيمارت هزاران درد بر چينم وقتی دلم تنگ می شود وقتی دلم می گيرد وقتی هوای دلم ابری می شود هيچ چيز جز صدای دلنوازت نگاه مهربانت خنده های دلنشينت آنرا آرام نمی کند پس بيا ای مهربان و چشم انتظارم مگذار که دلتنگ توام واقعا مدتی که وبلاگتو نخونده بودم بلحاظروحی کسل بودم.چون روح نوشته هات خیلی عالیه

MTF

سلام ......... بيا ايدل از اينجا پر بگيريم ...... ره کاشانه ديگر بگيريم ...................... يا علی /

محبت و زيبايي

سلام دريا! چه موزيک و نام زيبايی برای وبت انتخاب کردی ... موفق و شاداب باشی!

mehran

سلام دريای عزيز٬خيلی زيبا بود ٬زيبا ....زيبا.....پيش من هم بيا عزيز ٬به روز کردم.منتظر حرفهای قشنگتم.

نيماي دورازديار

فاش میگویم و از گفته خود دلشادم .... بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم / سلام مهربون، نميدونم بخاطر نام دریا بود یا دليل ديگه ای داشت که در ميان کامنتهای مهران عزيز از روی کامنتتون ناخودآگاه به سمت وبلاگ زيباتون هدايت شدم و خوشحالم که بگم با وبلاگ زيبايی آشنا شدم و تقريبا اکثر نوشته هاتون رو خوندم و لذت بردم. اميدوارم دلتان هميشه آفتابی بمونه.

mehran

سلام دوست خوبم٬آمدم اینجا نخواستم بی سلام برم.اميدوارم که حالت خوب باشد.هميشه شاد باشی و مهربون....

mehran

دريا جان سلام٬اميدوارم حالت خوب باشد٬به روز کردم٬منتظر حرفهای قشنگتم.شاد باشی و عاشق مهربون.