***

((آسمان آبي))

 بعد از او ديگر نمي‌خواهم

آفتاب و آسمان را

بعد از او ديگر نمي‌خواهم

چلچراغ كهكشان را

من دگر بي او نمي‌خواهم

در چمن‌ها لاله‌ها را

چشم من ديگر نمي‌جويد

چهره‌هاي آشنا را

بعد از او ديگر نمي‌آيد

خنده بر روي لبانم

مي‌گريزم از بر ياران

تا مگر تنها بمانم

ديگر اي آسمان آبي

خسته‌ام زين جستجو‌ها

ياد من كن هر كجا ديدي

آن عروس آرزو را

/ 9 نظر / 4 بازدید
کاوه

سلام.خوبين؟دست مريزاد.واقعا که عاليه.واقعا با احساس وعاليه.

Mehran

سلام دريای عزيز...خوبی دوست خوب من.....زيبا بود مثل همه نوشته هات...موفق باشی دوست خوبم...و....عاشق.....

نيماي دورازديار

سلام دريای مهربون/ ديگه کمتر حال نيما رو میپرسی. دلم برای کامنتات تنگ شده........منتظرم

نيماي دورازديار

سلام دريای مهربون/ تا کی ميخوای ما رو تو انتظار بذاری؟ نميخوای آپ کنی؟ منتظريم........

Mehran

دريا جان سلام...منتظر آپ کردنت هستم...

Mehran

بنال ای دل که رنجت شادمانی ا ست / بمیر ای دل که مرگت زندگانی است / مباد آن دم که چنگ نغمه سازت / ز دردی بر نیانگیزد نوایی / مباد آن دم که عود تار و پودت / نسوزد در هوای آشنایی / دلی خواهم که از او درد خیزد / بسوزد.... عشق ورزد ..... اشک ریزد / به فریادی سکوت جانگزا را / به هم زن در دل شب.... های و هوی کن / مگر یارای فریادت نمانده است / چو مینا گریه پنهان در گلو کن .......( فریدون مشیری ).......

ستاره سحر/شيفته

من نمی دانم / و همین درد مرا سخت می آزارد / که چرا این انسان ؛ این دانا / در تکاپوهایشس / چیزی از معجزه آنسوتر / ره نبردست به اعجاز محبت / چه دلیلی دارد؟ / چه دلیلی دارد که هنوز / مهربانی را نشناخته است ؟ / و نمی داند در یک لبخند / چه شگفتی هایی پنهان است / من بر آنم که در این دنیا / خوب بودن- به خدا – سهل ترین کار است / و نمی دانم که چرا انسان / تا این حد با خوبی بیگانه ست / و همین درد مرا سخت می آزارد ... سلام . عباداتتون قبول . ضمنا ازدواجتون هم مبارک .

م.فریاد

سلام...شعرهای قشنگ و با احساسی توی وبلاگت بود.خوش باشی