سلام به دوستان گلم که بانظرات خود شادو دلگرمم می کنند

امروز شعر جالبی خواندم نوشتم تا شما هم بخوانيدو

حظ  وافر ببريد

چون طلای ناب مرا بی منت از خاکم بکن

يک شبی را عاشقانه از هوس پاکم بکن

هر نگاهت موجی بر هر تخته سنگ پيکرم

پر تلاطم تر ز پيش ام غرق امواجم بکن

می پسندم بازوانت را به دورشانه ام

اول کارم هنوز فکر سرانجامم بکن

با تو من در شب خيال ديگری دارم به سر

همچو شبگردی مرا از خواب بيدارم بکن

شبنمی شو بوسه بر گلبرگ اندامم بزن

بوسه بارانم بکن بی تاب بی تابم بکن

دوست دارم همچو پيچک بر سراپای تو پيچم

باز امشب چون گل وحشی شدم رامم بکن

بخت و قسمت را بگو دستی به دست هم دهند

دست به دستم ده کنار سايه ات خوابم بکن

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
mamareza

بی نظر نمی رم....موفق باشی

hichkas

سلام. چون از وب شما خوشم می آید .معمولا سر می زنم. امیدوارم شما هم همینطور. نوشته ی جدیدتون خیلی زیباست. اما در جمله ی اولش فکر می کنم به جای کلمه ی منتم،اگر منت ،را به کار ببرید وزن و معنیش بهتر میشه. موفق باشی.

تورج

بامید آنکه هیچوقت دلگیر نشوی . بسیار لذت بخش است برایم . موفق باشی

محسن

نميدونم چی بنويسم فقط خيلی با احساسی !‌ديگه..........؟!؟!؟!؟!؟

reza

سلام دريا اين شعر ۱۹ فروردين خيلی قشنگه همچو شبگردی مرا ...

عاءفه

واقعا للات برىم خيلي وارىي و خيلي جالب مينويسي خيلي اؤ اين جور نوشته ها خوشم ميالا مي هوام نويسنىه بشم!