سلام

دوستان خوشحالم

می بينيد کم کم باغ دوستی رونق گرفته!!!

 دوستان می آيند و در آن قدمی می زنند

و گاه ز لطف شعری به يادگار می گذارند

از همه دوستان که سر می زنندو کمکم می کنند ممنونم

و اين هم يک يادگاری از دوستی مهربان:

***

من به درماندگی صخره وسنگ

من به سرگشتگی آهوی دشت

من به تنهائی خود ميمانم

من در اين شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

چشمان تو به يادم می آيد

من در اين شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو چشمه ی  شوق

چشم تو ژرفترين راز وجود

تو تماشا کن که بهاری ديگر

پاورچين پاورچين

از دل تاريکی می گذرد

و تو در خوابی

و تو می انديشی به بهاری ديگر

و به ياری ديگر

نه بهاری و نه ياری ديگر !!!

حيف !!!

اما من و تو دور از هم می پوسيم

غمم از وحشت پوسيدن نيست

غمم از زيستن بی تو

در اين لحظه ی پر دلهره است

/ 6 نظر / 4 بازدید
reza

سلام دريا ممنون از لطفت - باغ دوستی که جالب بود واسم - آبادش ميکنيم

اژدها

سلام نمیومدم چون گشنم بود منتظر اونایی بودم که نظر نمیدن حالا سیر شدم اومدم تو باغتون . ببینم اینایی که میان تو باغ نظر میدن یا نه !!!!چون هنوز یه کم گشنمه!

rozi

سلام دوست خوبم.وبلاگتو ديدم خيلی زحمت کشيدی .اينهمه احساس و ذوقتو تحسين ميکنم.اميدوارم باغ دوستيت هميشه سرسبز باشه و خرگز دچار خزان نشه.

rozi

سلام دوست خوبم.وبلاگتو ديدم خيلی زحمت کشيدی .اينهمه احساس و ذوقتو تحسين ميکنم.اميدوارم باغ دوستيت هميشه سرسبز باشه و هرگز دچار خزان نشه.

احسان(خودمم نميدونم!)

سلام دريا جان... خوبی؟....بابا ببخشيد چرا ميزنی...!!!!از اين دفعه هميشه ميام بهت سر ميزنم......راستی متن زيبايی بود...bye

asal

fadat sham azizam.......to ham midooni ke man asheghe in sheram.......khili aliiiii va khob booddd.....baghe dostit hamishe por gool....marjan