مانع <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرارداد و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جائی مخفی کرد . بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند . بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد . حاکم این شهر عجب مرد

 بی عرضه ای است و....

با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه برنمی داشت . نزدیک غروب یک روستائی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود نزدیک سنگ شد . بارهایش را زمین گذاشت وبا هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد . ناگهان کیسه ای را دید که در زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

پادشاه در آن یادداشت نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییرزندگی انسان باشد.

                                        ماخذ : کتاب عشق بدون قید و شرط

                                                     ماهنامه موفقیت

 

/ 4 نظر / 7 بازدید
Mehran

سلام دريا جان....بسيار عالی...اميدوارم هميشه در زندگی موفق باشی دوست خوبم...

Mehran

شاد باشی...شاد شاد شاد...

kaveh

سلام درياجان.خوبی؟دست مريزاد.موفقيت روزافزونت روتولحظه لحظه زندگی ازخداخواهانم. بااحـــــــــــــــترام:کاوه قاسمی

رهايي

سلام بعد از مدتها يه مطلب جالب و اموزنده خوندم برات آرزوي موفقيت بيشتري دارم