گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود ، زیرا

به نام خدا<?XML:NAMESPACE PREFIX = O />

 

 

بدان خدایی که گنج های آسمانی در دست اوست به تو اجازه درخواست داده

واجابت آن رابرعهده گرفته است.تورافرمان داده که ازاوبخواهی تاعطا کند.

درخواست رحمت کنی تا ببخشاید وخداوند بین تووخودش کسی را قرار نداده

تا فاصله ایجاد کند وتورا مجبورنکرده که به واسطه ثنا ببری واگرگناه کردی درتوبه رانبسته درکیفرتوشتاب نکرده  و برای بازگشت بر تو عیب  نگرفته. در آنجاییکه  سزاوار توست رسوایت  نکرده و برای بازگشت به سوی خود شرایط  سنگینی مطرح نکرده است.هرگاه اورابخوانی صدایت رامی شنود و وقتی بااودرد دل می کنی راز تو رامی داند پس حاجت خود رابه اوبگو و آن چه در دل داری را برای او بازگو . غم  و اندوه خود را در پیشگاه او مطرح

کن ، تاغمهای تورا برطرف کند ودرمشکلات تورایاری کند واز گنجینه های رحمت  او چیزهایی درخواست کن که جز او کسی نمی تواند عطا کند خداوند کلیه گنجینه های خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد،

پس هرگاه اراده کردی می توانی با دعا درهای نعمت خداوند را بازکنی  تا باران رحمت الهی بر تو ببارد ، هرگز از تاخیرات اجابت  دعا  ناامید نباش . هر گاه  در اجابت دعا  تاخیر می شود ، تا پاداش  درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کاملتر شود.

 

         گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود ، زیرا

       

          بهتر از آنچه خواستی به زودی یا در وقتی مشخص به

       

          تو بخشیده خواهد شد.  

 

نهج البلاغه

 

« تعجب می کنم چرا ما همیشه انتظار این را داریم که خداوند حرف های ما را گوش کنه اما تا حالا به این فکر کردیم که چرا ما حرف های خداوند را گوش نمی کنیم ، متن بالا را بارها بخوانید تا برایتان درونی شود.» 

/ 2 نظر / 4 بازدید
کاوه قاسمی

سلام.آفرين به شما.اين قطعه هم ازطرف من تقديم بشما بزن رفيق كه با ناله سه تار بگريم به سوز و ساز تو چون ابر نو بهار بگريم بزن رفيق كه در روزگار يار نديدم زيار شكوه كنم يا ز روزگار بگريم بزن كه سوز غمي شعله مي كشد به دل من بزن كه همره ساز تو زار زار بگريم به مويه تو بنازم ز نسيم شور بر آور مگر ز رنج اسيري در اين حصار بگيريم خوشا دمي كه به جانسوزي نواي سه تارت به خلوتي بخزم در شبان تار بگريم بهار شد كه به صحرا و كوه از غم غربت چو رود ناله بر آرم چو آبشار بگريم به اشك خويش رخ لاله را بشويم و در دل به ياد مردم دلتنگ داغدار بگريم گهي به نغمه چو مرغ سحر به باغ بنالم گهي به زمزمه در پرده سه تار بگريم زمكر خصم بنالم كجاست ساز موافق كه با تو اي مخالف زجور يار بگريم بياد فرقت ياران و اشك سرخ بهاران هزار بار بزن تا هزار بار بــگريــــــم

نسيارتنيسات

هميشه درخواست ميكني و هيچ وقت پاسخ داده نميشود!