هو الغفور

 دلم يک دوست می خواهد که خيلی مهربان باشد  

دلش اندازه دريا به رنگ آسمان باشد

کسی باشد پر از شبنم پراز پروانه آهو آب

صدايش تکه ای آواز نگاهش تکه ای مهتاب

کسی باشد که حرفم را بفهمد با دل و جانش

پرستوی دلم آرام بخوابد توی د ستانش

دلم می خواهد او چيزی شبيه برف و مه باشد

و جنس د ستهايش از هوای پاک ده باشد

هميشه صبح تا شب در اين رويای شيرينم

تمام صورتم چشم است ولی او را نمی بينم

/ 2 نظر / 4 بازدید
saeed

سلام وبلاگ زيبايی داری ! شعر زيبايی هم نوشتی ! به من هم سر بزن! بای

امید ( امید به بقا )

سلام . اينجا بم است . صدای ما را از زير آوارها می شنويد . اينجا ارک بم است . آری اينجا خاکهای باقيمانده از اثری بی نظير و منحصر به فرد است . . . اينجا همان مکانی است که زمانی تاريخ کهن ما را به يدک می کشيد . آه . . . . حق تعالی يار و ياورتان باد . راستی فکر نمی کنيد سه مطلب در روز کمی زياد باشه .