***

سال نو ازآغوش مهر خداوند فرا میرسد

و قلب من نیایش می کند

خدایا مرا متبرک کن

تا هر روزکه در راه رسیدن به توگام برمی دارم

با تحسین وحیرت

زیبایی را  بجویم که همانا سرشت توست

خدایا مرا برکت آن بخش

که هر روز وظیفه خود را به انجام رسانم

به برادران وخواهرانم یاری رسانم

تا بار خود را در فراز ونشیب زندگی بر دوش کشم

وهرروز نیایش کنم

در آفتاب وباران بادا که خواست تو تحقق بذیرد

 
هیچکس راقضاوت نکن

هیچکس را سرزنش نکن

فقط اشتباهاب وضعفهای خود را سرزنش کن

بی انکه صبوریت را از دست دهی یا افسرده

شوی

آیا می خواهید به کمال برسید

در این صورت هر روز را طوری بگذرانید

که گویی آخرین روز عمرتان است

 

/ 9 نظر / 5 بازدید
کاوه

سلام دریا جان.خواهرخوب ونازنینم.بازم دست مریزادبااین اجساس نابت.نوشته هات یه حالت معنوی بخصوصی داره که هروقت میخونمشون حظ میکنم. مویدومنصورباشی

کاوه

آهسته قدم به سمت پيشين برداشت دل از دل افسانه ی ديرين برداشت از بس مه همه به نام فرهاد شدند فرهاد دگر دست ز شيرين برداشت

Mehran

سلام دريا جان....بسيار عالی بود....دريا..... دريايی باشی.............................دوست نازنين من........

کاوه

فرياد بزن: كوير خلوت از يه خار زمين خلوت از بهار بهار پنهان از شكوه شكوه پنهان از تو بود تكرار در اوج سكوت سكوت همراه تو بود تو در كران بي كران كران نبود از عشق نهان نهان شدي تو در سكوت اوج صدا در تو نبود فرياد زن سكوت من فرياد از سرود من اوج صدا همراه تو نهان نشد در نام تو فرياد سر , ده از وجود

نيماي دورازديار

سلام مهربون/ خيلی وقته حالی از ما نمیپرسی......../ راستی نوشته ات بسيار زيبا بود. موفق باشی

Vik

let the flowers cover your body and smell the fragance of the real love

محسن

سلام من رو ميشناسي دريا خانم؟ چه خبر از اون كاره پر در آمد ؟؟!

Mehran

دريا سلام...کجايی....

;h,i rhsld

دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان ميروم و انگشتانم را بر پوست گشيده شب مي کشم چراغهاي رابطه تاريکند چراغهاي رابطه تاريکند کسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد کرد کسي مرا به مهماني گنجشکها نخواهد برد پرواز را بخاطر بسپار.قربونت:کاوه