بگوئید بر گورم بنویسند : زندگی را دوست داشت ولی آنرا نشناخت .

مهربان بود ولی مهر نورزید.

 طبیعت را دوست داشت ولی از آن لذت نبرد.

 در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ولی کسی بدان راه نیافت.

 در زندگی احساس تنهایی می نمود ولی هرگز دل به کسی نداد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
عاشق خرس قهوه اي

چه پرسي از من مدهوش ،راز هستي را زمست بي خبر از خود ،خبر چه مي خواهي به اين زودي ،به صداي دريا كه رو وبت گذاشتي تا حالا گوش دادي زندگي توش موج مي زنه ،عشق ازش لبريزه عاشق هميشه تنهاست رفيق از چه غميني

نيلوفر ايرانی

نمیخوای به افتاب سلامی دوباره کنی خانمی ؟ شناختن زندگی که این همه سخت نیست دختر خوب ! همیشه هم زندگی خلاصه نمیشه در دل و دلدادگی ... دلخوشیها کم نیست .. مثلا این خورشید کودک پس فردا کفتر ان هفته یک نفر دیشب مرد وهنوز نان گندم خوب است وهنوز اب میریزد پایین ...اسبها مینوشند ...

سيد محمد

salam hale shoma zendegi anghadar zibast ke ghabele tosif nist be ghole yekki ensan vaghti mimire motmane bash ke be on chizayi ke haghesh bode reside badesh dige rafte az in donya in khodavand inghadar bozorge ke nemizare hich aks bi nasib az in jahan bere