سلام دوستان نامه ای ديگر از دوستم

 

سلام بر عزيز دلم <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نازنينم مي خواهم با تو سخن بگويم

از عشق بگويم از مهر تو بگويم

اما كلمات از بيان آنچه در دل من است عاجزند

پس چگونه بايد بگويم

از اين آتشفشان عشق

از گدازه هاي مذابي كه مي سوزانند و مي گذرند.....

گل گلخونه دلم

رز باغ وجودم

باغبان آرزوهاي دلم

گاهي از اين همه دوست داشتن تو مي ترسم

وقتي ياد آن روز كذايي مي افتم

آن روزي كه بايد بروي

بايد ز من  دور شوي

از ياد آن هم مي لرزم

اما چه مي توان كرد

بايد تحمل كرد

اما چگونه ؟!!!!.....

وقتي كه روزي نمي بينمت 

به اميد فردا غمي به دل راه نمي دهم

چون روي ماهت را خواهم ديد

اما آن روز.....

 نمي دانم بايد به چه روزي اميدوار باشم

به چند ماه بعد

 نه چند قرن بعد

چرا كه هر روزش بدون تو

بدون خنده هاي تو

بدون صداي تو

بدون عطر تو

آه چون قرني خواهد گذشت

و من چگونه مي توانم بدون تو طاقت بياورم ؟!!!....

اما نه من طاقت مي آورم

فقط به اميد روزي كه باز مي گردي

و باز خنديدن را به ياد من مي آوري

راستي مي دانستي كه تو بعد از آن همه غم

آن همه غربت

آن همه دلتنگي

آن همه درد

خنديدن را به دلم آموختي

اين روزها به كوچكترين بهانه اي مي خندم

چون تو به من خنديدن را آموختي

و دوست دارم اين يادگارت را براي هميشه حفظ كنم

مي دانم كه اكنون لبخندي بر لبانت نشسته است

و چقدر اين لبخند زيبا و دوست داشتني است

عزيز دلم

نازنينم

دوستت دارم

و هميشه در قلب من خواهي بود.

 

 

 

 

/ 2 نظر / 3 بازدید
KAVEH

سلام.واقعا که دست مريزاد.هرچی بخوام بگم کم گفتم.هرشعری که خودت ميگی يا انتخاب ميکنی عاليه.سعدی ميگه:هزارجهدبکردم که سرعشق بپوشم نبود برسرآتش ميسرم که نجوشم بهوش بودم ازاول که دل بکس نسپارم شمايل توبديدم نه عقل ماندونه هوشم.سرافرازوژاينده باشی٬

asal_chesh

salam azizam,baz ham mese hamishee ali boood golam,dostarat ,asal